ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
516
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
از هر كدام بوذ ده درم سنك ، بيه بكدازذ و آن داروها را بكوبذ و با زرده خايه همه را جمع كند و مرهم كند و يكى شافه كند از بشم ، و باز اين شافهء بشمين را ببالايذ « 1 » بمرهم و به كار دارذ دايم ، و اين شافّه را بدل نيست اندرين باب . نسخت « 2 » [ شافه ] « 3 » ديكر : زعفران و سنبل و مصطكى و ميعه تر از هر يكى دو درم سنك ساده هندى و قردمانا از هر يكى « 4 » دو درم سنك بيه بط « 4 » و بيه ماكيان و بيه بز و موم و زردهء خايه از هر يكى بيست درم سنك روغن ناردين يا روغن سنبل ده درم سنك ، مرهم كند « 5 » و يكى شافه كند از « 6 » بشم بزيجه يا از بشم « 6 » و اين شافه را بدين مرهم بيالايذ و به كار دارذ . [ صفت ] « 7 » شافه ديكر : زعفران و سنبل و مصطكى و ميعه تر از هر يكى دو درم سنك ساذه يك درم سنك موم بيست « 8 » درم سنك روغن ناردين يا روغن كل به مقدار حاجت مرهم كند و شافه كنذ از بشم و اين مرهم را بوى براندايذ و به كار دارذ دايم ، و بدانك زهدان جيزهاى خوشبوى ببديرذ و بوى ميل كند و از جيزها كنده بكريزذ ، تا ياذ دارى و او را بجيزها كنده علاج نهكنى . و بوذ كمزاج زهدان تر بوذ و منى را بلغزانذ « 9 » بيرون آرذ ، و نشان اين آن بوذ كى دايم از رحم اب روذ « 10 » رطوبات بسيار همىروذ « 10 » ، و علاج وى قى كردن بوذ و داروهاء مسهل خوردن كى بلغم آرذ جن حبّ صغبين « 11 » و حبّ جتره ، و بزهدان آن شافه نهذ كى از شحم حنظل كرده بوند و « 12 » آن « 12 » داروهاء خوشبوى جن ( f . 414 ) زعفران و سنبل و ساذه و قسط و عنزروت ، و
--> ( 1 ) - ف : بدين مرهم . ب ه : افزوده . بدين ( 2 ) - ف : « نسخت » ندارد ( 3 ) - از « ف » و « م » افزوده شد . ( 4 - 4 ) - ف : ده درم سنك پيط بط ( 5 ) - ف : « كند » ندارد ( 6 - 6 ) - ف : موى بزبچه يا از پشم بسازد ( 7 ) - قياسا افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 8 ) - ب ه : هشت ، خ ( 9 ) - ف : بلغزايذ ( 10 - 10 ) - ف : و رطوبات بسيار مىروذ ( 11 ) - ف : حب سغبين . م : حب صمغين ( 12 - 12 ) - ف : از